شـــبـستـــان

وبگردی، ولگردی، شبگردی و انواع گردهای دیگر…

اعتراف!

با 21 دیدگاه

یک روز، شایدم یک بعدازظهر، ما نشسته بودیم تو اتاقمون (جای شما خالی) یک فیلم گذاشته بودیم نگاه میکردیم. فیلم بسی خسته کننده بود و از اول فیلم صحنه که هیچی، اصلا لباس بد هم نذاشته بودن بیشرفا! فیلم رسید به جایی که یک خانومه‌ای رفته بود مسافرت بعد برگشت دید بله! حاج آقاشون بالاس و با یک حاج خانم دیگه ریخته رو هم! تو همون زمانی که خانوم قضیه دنبال تفنگ میگشت که بره تو اتاق کاره حاج آقا رو یکسره کنه، ناگهان صدای پایی اومد! ما هم که تیز!، کبوندم روی اسپیس کیبورد، تا فیلم وایسه و کار به جاهای باریک نرسه. پدر گرام از در اتاق وارد شد و بنده لبخند کاملا ملیحی روی لب گماردم تا قضیه کاملا ماست مالی بشه. اما چند لحظه‌ای بیشتر طول نکشید تا فهمیدم که پدر گرام اصلا به لبخند ملیح من توجه نداره که هیچ، چشمهاش اندازه دو تا سینی شده داره مانیتور رو نگا میکنه! ما هم صورتمون رو برگردوندیم دیدیم! اوپس! رو دس خوردیم، خانومه زودتر وارد اتاق شده!

* مربوط به قضیه اعتراف در وبلاگ نوروز 87.

نوشته شده توسط شبستان

آوریل 5, 2008 در 7:26 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت, همینجوری الکی

برچسب خورده با

21 پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. :)

    From Tehran, with love!

    آوریل 5, 2008 at 8:12 ب.ظ

  2. رعایت نکردن نکات ایمنی همینه دیگه . ببین مونیتور اصولا باید پشتش به در باشه .
    شبستان آدرس منو هنوز عوض نکردی ؟ نکنه دیگه دوستم نداری ؟ :) می خواستم شکلک غمگین بزارم بلد نبودم اینم از کامنت بالایی کپی کردم . :)

    MODIR

    آوریل 5, 2008 at 10:03 ب.ظ

  3. پدر گرام به چه حقی بدون اینکه در بزنن تشریف میارن تو ؟ یه بار عربده بزنی طوری که سقف بیاد پایین همه حساب کار دستشون میاد

    hard abusive

    آوریل 5, 2008 at 10:09 ب.ظ

  4. در این‌جور موارد فقط کت یا هر چیز دم دستی رو باید در آورد و انداخت رو مانیتور!

    delzadeh

    آوریل 5, 2008 at 10:23 ب.ظ

  5. کلی سبک شدیم اینو خوندیم ،
    اعتراف شما تجربه ی ماست !

    horizon

    آوریل 5, 2008 at 10:23 ب.ظ

  6. سلام
    خیلی جالب بود این که خیلی خوبه بعضی ها تو موقعیتهای وحشتناک تری بابایه خفتشون کرده.دستت درد نکنه کلی خندیدم

    jarchy

    آوریل 6, 2008 at 7:24 ق.ظ

  7. واقعا متاسفم ! ننوشتي كه بعدش چه اتفاقي افتاد ؟ الان خوبي ؟ سالمي ؟ !!مطلب ديروز را هم حذف كردم اما امروز دوباره گذاشتمش !

    mehrnoosh mohtashami

    آوریل 6, 2008 at 8:59 ق.ظ

  8. همین کارا رو می کنی که می خوات بیرونت کنه ;)
    حالا اسم فیلم چی بود؟ می گفتی ما هم ببینیم مستفیض شیم!!

    کوچه باغ

    آوریل 6, 2008 at 12:18 ب.ظ

  9. معمولا سوتی ها چون کم اتفاق می افتن خجالت آور میشن.یه چند بار دیگه بذار پدر محترم بی هوا بیاد تو، دیگه براش عادی میشه.به جایی میرسه که اگه غریزه اصلی رو بشینی ببینی بهت میگه این بچه بازیا چیه بیا xxl ببین!

    mimnoon

    آوریل 6, 2008 at 7:55 ب.ظ

  10. ای ول خانومه…خوشم اومد!

    مریم

    آوریل 6, 2008 at 8:18 ب.ظ

  11. یه وبکم بزار دم در اتاق که هرکی خواست بیاد تو زودتر ببینی…! :دی
    حالا مطمئنی که بابا جان اون تازه اومد…؟!
    منظورم اینه که نکنه تمام فیلم رو داشته باهات میدیده…!

    علیرضا

    آوریل 6, 2008 at 8:48 ب.ظ

  12. نمیری الهی! مردیدم بس خندیدم:
    فیلم بسی خسته کننده بود و از اول فیلم صحنه که هیچی، اصلا لباس بد هم نذاشته بودن بیشرفا!

    آتوسا

    آوریل 6, 2008 at 10:30 ب.ظ

  13. اه مای گاد! چه صحنۀ مهیج و ویران کننده ای بوده (ایهام داره). من پیشنهاد می کنم از JetAudio استفاده کنی. کنترل سریع تری روی پخش فیلم داره.

    پلنگ صورتی

    آوریل 6, 2008 at 10:50 ب.ظ

  14. یه بار اومدن تو اتاق من، فوری فیلم را قطع کردم، بعدش گفتن چی بود که قطع کردی؟ منم با اعتماد به نفس گفتتم هیچی و زدم ادامه فیلم، اما داشتم می‌مردم از ترس که اینا یه دفعه خروس بازی در نیارن که در اون ده دقیقه آروم بودن!

    محمد

    آوریل 6, 2008 at 11:15 ب.ظ

  15. بعد بابات چی گفت؟

    باران

    آوریل 6, 2008 at 11:48 ب.ظ

  16. اعتراف کن پسرم، سبک می شی.

    کمال

    آوریل 7, 2008 at 5:47 ق.ظ

  17. مگه تو اتاق چه خبر بود ؟! سانسور نکن. کامل اعتراف کن که کامل سبک بشي !

    سالومه شایگان

    آوریل 7, 2008 at 9:07 ق.ظ

  18. مطمئنی خبر دیگه ای نبود؟!

  19. اسم فیلمه چی بود حالا!

    lord13

    آوریل 8, 2008 at 1:59 ب.ظ

  20. حقته … بچه ی خوب که از این فیلما نگاه نمی کنه….
    از این به بعد اگه خواستی فیلم نگاه کنی قبلش به من بده تا برات سانسور کنم … بعدا قسمت سانسور شده رو جدا بهت می دم.

    thipax

    آوریل 12, 2008 at 12:07 ق.ظ

  21. چه باحال!!مثل من…!

    گوگول

    آوریل 16, 2008 at 9:19 ق.ظ


پاسخ دهید