شـــبـستـــان

وبگردی، ولگردی، شبگردی و انواع گردهای دیگر…

Archive for مارس 2008

هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم!

with 13 comments

۱) تصادف کاروان راهیان نور و کشته شدن ۲۲ تن (+)
۲) واژگون شدن اتوبوس راهیان نور و کشته شدن ۲۷ نفر (+)
۳) حمله به اتوبوس راهیان نور و زخمی شدن ۷ نفر (+)

پیام احمدی نژاد: نگران نباشید! کمبود پیش آمده به وسیله بانوان بسیجی جبران خواهد شد.

+ این پست برای جشنواره قبوله؟!

Written by شبستان

مارس 28, 2008 at 8:58 ب.ظ

ارسال شده در سیاست

تیشرت فیمینیستی زنانه!

with 15 comments

 جهت بزرگ شدن کلیک نمایید

تیشرت فیمینیستی زنانه!

Written by شبستان

مارس 27, 2008 at 6:18 ب.ظ

ارسال شده در عکس

دیالوگ 013: سلامتی

with 18 comments

 گدا!

- دخترم. اول که هرکسی رو دیدی چه کار میکنی؟ سلام میکنی!
- چرا خب؟!
- ا… چون سلام سلامتی میاره دخترم.
- یعنی این آقاهه که وسط چهارراه وایساده اول سلام نمیکرده که الان اینطوری شده پا نداره؟!
- گفتی چیپس میخوای دیگه؟!

* عکس قسمتی از کاریکاتور ‘تن تن’ از بزگمهر حسین پور است.

Written by شبستان

مارس 23, 2008 at 11:28 ب.ظ

ارسال شده در فله! بدون دسته بندی

یافتم!

with 24 comments

شخصا دریافتم که جمله‌ی ‘انسان موجودیست ناطق’ به هیچ عنوان تعریف درستی رو از بشر عنوان نمیکنه و از خیلی نظرها میلنگه. بنابراین مدتها رو این موضوع فکر میکردم که یک تعریف بهتر باید ارائه کنم بلکم جوامع دانشمندان و منورالفکران رو از نگرانی در بیارم.

جمله من اینگونه شد: ‘انسان موجودیست فاکر!’  این فکر میکنم به عمق قضیه نزدیکتر باشه. نه؟
شما هم یک تعریف ارائه نمایید.

* بنده مسئول تفکرات منحرف شما نمیباشم.
** اون بازی رو هم شرکت میکنم، بعد از سال تحویل.

Written by شبستان

مارس 19, 2008 at 5:50 ب.ظ

ارسال شده در اجتماعی, توهم زدگی

Tagged with

خودکشی نامه…

with 24 comments

خودکشی!

اینجانب ‘شبستان گلابرویی’ فرزند باخلف ‘حاجستان گلابرویی’ دارای مدرک دکترای افتخاری و دکترای شجریان و دکترای نامجو، ساکن خارج در دوم سمت چپ – طبقه ما تحت اول – با بیش از یه عالم سابقه فعالیت در ناسا، باسا و بی سا، در این لحظه که رسن به گلو افکناننده‌ام و یک قاچ هندوانه به هلقوم انداناخته‌ام، بدین وسیله خودکشی نامه خود را تنظیم مینمایم:

خداحافظ دنیا… خداحافظ آفتاب… خداحافظ مهتاب…

و همینطور پریسا، آتوسا، مهناز، لیلا و … که اسمشون نیامد. در کل خداحافظ

می‌دانم با خواندن این نامه انگشت حیرت بر دماغ خود فرو برده‌اید، اما فرصتی به این جانب بدهید تا ابتدا مساله را گشاده نمایم.

مگر جوانی به مانند من چقدر میتواند تحمل آنریلکسیشن و کانشسنس رو داشته باشه. تازه همه باعث عدم سلف‌کانفیدنس میشه در حالی که یک کاندیشنه ساپرتبل هم ایجاد نمیکنن که آدم روحش احساس فیریلی درش ایجاد بره. (مستحضر هستید که چه مفاخری رو دارین از دست میدین که!)

آخر من چگونه در این دنیا (اون دنیا نه، این دنیا) زندگی کنم، وقتی هنوز کارت ملی‌ام 6 ماه است که صادر نمیشود؟

وقتی کارت سوخت بابام نمیاد و مخزن گاز هم نمیدن بمون؟

وقتی گازمون قطع میشه، اونوقت کامران نجف‌زاده هی تو تلویزیون به احمدی‌نژاد میگه جیگرت رو گاز گاز؟

وقتی ریشوها رو مجانی میفرستن دانشگاه، اما بی ریشها بدون ماتحت فراخ نمیتونن وارد دانشگاه بشیم؟

وقتی میخوام با پیشی آندرلاین بام دوس میشی چت کنم 15 بار دی سی میشم؟

آیا این است زندگی؟ آیا این است رسم دنیا؟ آیا بی کاری؟ آیا بی پولی؟ آیا چرا؟!

تازه مگه من نگفتم برام ‘آی پام’ بخر! همه ‘آی پام’ دارن من ندارم! تقصیر توئه! تـــــــو!

 

هــــــــــــــــــــــق!!… فخ فخ فخ… خــرت!!

Written by شبستان

مارس 17, 2008 at 9:08 ب.ظ

بدون شرح

with 14 comments

لطفا آقايان مراجع با بررسي پياده روي خواهران در حاشيه جاده ها در ايام سوگواري بفرمايند آيا اين كار مطابق با اسلام و خواسته ائمه اطهار عليهم السلام مي باشد؟

* درج شده در ستون حرف مردم، روزنامه خراسان، یکشنبه ۱۹ اسفند (+)

* در ستون حرف مردم، اس ام اس های ارسالی از طرف مردم به روزنامه خراسان، چاپ میشود.

این سردار هم که کاره بدی نکرده. فقط خواستن عاری از مسائل دنیوی (مثلا لباس) دور هم یک نمازی بخونن. کلی هم کاره خدا پسندانس خداییش!

Written by شبستان

مارس 12, 2008 at 10:09 ب.ظ

چرت 010: خوشگلا بپاخیزیدند…

with 21 comments

 خوشگلا رای میدیدند

خوشگلا باید رای بدن!
خوشگلا باید رای بدن!

نبینم یه جا نشستی
تو فکر تحریم هستی

خوشگلا باید رای بدن!
خوشگلا باید رای بدن!

* گروه خواننده رو خودتون مشخص نمایید!

Written by شبستان

مارس 11, 2008 at 6:02 ب.ظ

ارسال شده در سیاست, چرت

Tagged with , , ,

باید گفت!

with 11 comments

آیا تا به حال پیش آمده که بخواهید حرفی را به کسی بزنید و نتوانید؟ ترس از گفتن؟ ترس از روبرو شدن؟ ترس از مسخره شدن؟

محققین و دانشمندان سالها روی این موضوع تفکر ورزیدند و از خود ایده ها و روشهایی ساطع کردند که هیچکدام از آنها با اقبال مواجه نشد!

تا اینکه سلما، دانشمندی فقید و باتقوا از تیره ایرانیان علاقه مند به خارج، در سال هزار و سیصد و هشتاد و فسقیلون، دست به یک ابتکار زد! وی وجود وبگاهی را برای خلایق و جهانیان آشکار کرد که جواب این معما را در اندرون خود مستتر نموده بود ناقلا! و آن وبگاه، وبگاهی نبود جز ‘باید گفت‘!

با توجه به سایت: هرچه که میخواهید برای هرکس که میخواهید بگویید، بدون ترس از آشکار شدن هویت شما. ساده و بدون درد! با امکان دریافت جواب. تنها نامه خود را تایپ نموده و در این هنگام به شما یک کد و یک پین تعلق میگیره. حال شما دو روش دارید: در هنگام ارسال نامه از طریق سایت ایمیل طرف رو وارد میکنید و سایت یک ایمیل به طرف مقابل میدهد که حاوی یک لینک به نامه شماست. روش دوم هم که خب، کد و پین رو روی کاغذ مینویسین میدین طرف مقابل! اونم میره تو سایت نامه رو نگاه میکنه.

چند نمونه‌ی ترجمه شده از نامه های داخل سایت:

۱) دوستت دارم!
حتی نمیتونی تصور کنی چه مدت هست که میخوام این جمله رو به تو بگم، ولی…
* این که تابلو چاخانه! چون خودم به خودم دادم تا سرویسش رو امتحان کنم!

۲) عصر بخیر
من فقط میخواستم بدونی که داشتم درباره تو فکر میکردم. تو خیلی زیبایی. من آرزو میکنم که کاش میتونستم با تو باشم.

۳) سلام شکشی! (شین برابر با سین!)
تو باعث میشی من فکرهای شیطانی بکنم!

۴) شنیدم امروز زمین خوردی. حالت بهتره؟ امروز خوب به نظر میرسیدی. تی شیرتت قشنگ بود. به تیپت میومد.
جواب: آره! باسنم درد گرفت. تی شرت هم خیلی مخصوص بود.
* البته اگر یکی از این نامه ها براتون زد مواضب باشین چی جواب میدین. یکهو دیدین باباتون خواسته اذیتتون کنه!

۵) در زندگی دیگر و شرایطی دیگر، من میتونیم به سادگی عاشق تو بشم.
جواب: خب، حالا کی هستی؟

پ.ن: شاید تو ایران، چون خیلیها هنوز نمیدونین کامپیوتر چیه زیاد کاربرد نداشته باشه. ولی تا حدی موثره. تا جایی که خود سلما گفته که من به چند نفر فحش دادم، خوب جواب داده! شما هم امتحان کنین شاید جواب داد.

توضیح عکس: سرچ کردم had to say، این اومد. حوصله دیگه نداشتم گذاشتمش!

Written by شبستان

مارس 8, 2008 at 11:53 ق.ظ

ارسال شده در آی تی, اینترنت

آدمک

with 23 comments

آدمک

آدمک آخر دنیاست
بخند
آدمک مرگ همینجاست
بخند
دست خطی که تورا عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست
بخند
آدمک مست نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است
بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
بخدا مثل تو تنهاست
بخند

* شاعر: نمیدونم. احتمالا یکی مثل من و شما!

Written by شبستان

مارس 5, 2008 at 8:42 ب.ظ

دیالوگ 012: فرهنگ یا ادب

with 19 comments

یک فرد (حالا زیاد به اینکه زوج بوده یا فرد کاری نداریم) در حالی که از خیابان در حال عبور است، ناگهان در خود احساس بیگانه‌ای حس میکند و در همان حال برای تخلیه انرژی مضاعف خود به جان یک درخچه می‌افتد و نامبرده را از بیخ از حالت سیخ خارج کرده و اضافات را به گوشه‌ای می‌اندازد. در گوشه‌ای دیگر از اون‌وره ماجرا که یک بچه قرتیِ بالا شهریِ دبستانی شاهد صحنه‌ی هولناک مشروحه بود، رو به دوست خود، ماجرا را به شکل دیالوگ پایین ادامه میدهد:

- ای [...]کش! به درخت بیچاره چیکار داشتی!

سوال: آیا به جهت اینکه دو کودک دبستانی نسبت به از بین رفتن یک درخت ابراز نگرانی میکنند فرهنگ ما بالا رفته است یا به دلیل اینکه استفاده از فحش‌های کش‌دار به سنین قبل از طفولیت هم رسیده است، فرهنگ ما سقوط کرده است؟!!

*ماجرای فوق از خاطرات دکتر بهروز برفباز معروف به بهروز کچل میباشد.

Written by شبستان

مارس 2, 2008 at 7:56 ب.ظ