شـــبـستـــان

وبگردی، ولگردی، شبگردی و انواع گردهای دیگر…

Archive for اکتبر 2007

پاپ، صدا وسیما را به رسمیت شناخت

with 10 comments

پاپ

به گزارش خش(خاش) -خبرگذاری آزاد شبستان- پاپ، پیشوای مسیحیان جهان، صبح امروز ضمن تقدیر از صدا و سیمای ایران در محرم کردن سوپر استارهای اروپایی، در نسخه های ایرانی فیلمها و اهتمام این سازمان برای گسترش این سنت نیک که در کشورهای غربی به شدت در حال کاهش است، اعلام کرد: ایران سالانه 90 درصد به تعداد زوجهای متاهل غربی میافزاید.

در ِ پیت، بازیگر مشهور آمریکایی، در همین راستا اعلام کرد: من ازدواج مجددم را با آنجیلا به کسی مدیون نیستم جز عزت الله ضرغامی. وی در ادامه، در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود اضافه کرد: این بچه‌ی من به مدد عزتی به دنیا آمد… هق هق هق …

شنیده ها حاکی از این است که، جنفیر لوپز به دنبال گرفتن مجوز پخش فیلم خود در تلویزیون ایران است.

Written by شبستان

اکتبر 31, 2007 at 12:53 ب.ظ

ارسال شده در خش (خاش)

کمبود حال و اینا…

with 15 comments

فرار!

اوَلُم…
دیر زمانی است که حالش نیست! چه در دنیای مجازی چه در دنیای واقعی
دویُم…
مدتی هم هست که میخواهم چند فیلم ببینم. اما مودش نیست. چه درام، چه جنگی.
سیُم…

کماکان میخواهم چند کتاب بخوانم. اما… نیست دیگه! چه درسی و چه رمان.
چهار اینا…
دوستان یک همتی بکنن و یک فیلم خوب به من معرفی کنن برم ببینم، تا بلکه مرهمی باشه برای حال اخذ شده!
پنچر…
آقا این وبلاگستان چشونه؟!! از این وبلاگ به اون وبلاگ، همه از بدبختی هاشون نوشتن… نه… از بدبختی هامون نوشتن. این میگه اونو گرفتن انتداختن زندون، اون میگه شکنجه شده، این یکی رو دزدیدن، به اون یکی تجاوز شده… ای بابا! یعنی تو این مملکت یک اتفاق خوب هم برای دل خوشکنک نمیفته؟!!

Written by شبستان

اکتبر 29, 2007 at 1:30 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت

عزیزم، میدونی چه شکلی میشم…

with 13 comments

عزیزم، میدونی وقتی آرایش میکنم تا جلوت پز بدم چه شکلی میشم…
سگ 06

یا وقتی میخوام تو رو از تو هچل در بیارم…
سگ 01

یا اون موقع‌هایی که سعی کردم سرگرمت کنم…
سگ 07

یا اون زمانی که با هم میریم ساندویچی، تا یک شب رو با هم بگذرونیم…
سگ 05

من همیشه خدمت گذار خوبی بودم…

سگ 11

ولی آخرش که…
سگ مرد!

Written by شبستان

اکتبر 26, 2007 at 10:55 ب.ظ

ارسال شده در طنز, عکس

چرت 02: خرابات

with 9 comments

ا�مدی نژاد

وضعیت مملکت خیلی خراب شده. باید یک فکری کرد. من به عنوان یک روشنفکر و دانای این مملکت چاره ای باید بجویم. خب همنطوری هم نمیشه که… بقول اون یارو که احتمالا خیلی میفهمیده، فکر کنم باید اول از خودم شروع کنم… اِم… خب حالا چه کار کنم؟… صبر کنین… آها!… چطوره برم حموم؟!!

Written by شبستان

اکتبر 24, 2007 at 12:11 ب.ظ

ارسال شده در چرت

چرت01: آزادی

with 15 comments

آزادی

 

فرض کنین من رو میگیرن تا چند تا از بلاگرهایی رو که مطلب سیاسی مینویسن رو لو بدم. اما من که خیلی شجاع و با استقامت هستم، زیر تمام شکنجه ها هیچ حرفی نمیزنم. حتی وقتی 48 ساعت نمیزارن برم دستشویی!
خب… بعد من رو میندازن تو سلول. اینجا چند نفر هستن، ولی فضا خیلی جالب نیست. بنابراین باید یک نقشه حساب شده بکشیم. خب… نفری یک نخ از بالشتمون میکنیم و گره میزنیم به دندون نیشمون! بعد موقعی که داریم غذا میخوریم، یواشکی قاشقمون رو گره میزنیم به اون سر نخ. بعدم قاشق رو قورت میدیم! حالا اینجا دو یا سه نفر شهید میشن! ولی به هر حال همه میدونن که هدف والایی در کار بوده!
شبا سه نفر زمین رو میکنن و یک نفر به نوبت کشیک میده. برای چی؟!! خب معلومه… حداقل زنونه رو به مردونه وصل کنیم دیگه!

Written by شبستان

اکتبر 22, 2007 at 12:39 ب.ظ

ارسال شده در چرت

with 10 comments

من تا خط ADSL وصل نشه دست به سیاه و سفید نمیزنم! گفته باشم!

Written by شبستان

اکتبر 20, 2007 at 3:27 ب.ظ

ارسال شده در فله! بدون دسته بندی

خلستان 1: طنزی بنگار!

with 8 comments

گمانم چندی پیش بود که چون همه شب، در شبستان خود، دَرزیِ اهل صلاح پوشیده بودیم و اِنده (=درگذشته به کمال هر چیز اطلاق میشد) خلوص و کمال خویش را به خداوندگار عزوجل ارزانی می‌داشتیم، که طاعتش موجب قربت است و شکر اندرش مزیدِ حساب بانکی. که ناگاه میریدمان -که ملالت در وی به کمال رسیده بود- صندوقی بیاورد و درزه هایی از آن بیرون گرفت.

مر مرید را بگفتم: اینان چیست، که پیش رویم افکندی، ای گوساله! مگر ندیدستی که اکنون راه ریاضت بر خود هموار کرده‌ایم و عزم پاکبازان!

وی سخت در مَحِن فرو رفت و چندی بعد بگفت: یا شیخ، جد و جهد شما در راه ریاضت و کرامت بر همه عیان است و اهل بازار جملگی شما را عالی همت و عظیم قدر خوانند و از این دست تصانیف بسیار است. ولیکن نظری بر این رقعت‌ها بیندازید که آمار وبلاگیست و گویا رو زوال.

سخت برآشفتم و فغان بر آوردم که این خلق از ما چه خواهند؟!! مگر نه آنکه خود را در راه وبلاگیه جر داده ایم و دیگر رمقی در بر نداریم؟!!

مرید که حال بنشسته بود و پای گرد کرده بود، گفت: ای شیخ الحرمین، چندیست که آمار ارسال پستتان سر به زیر دارد و انتظار ملت بیش از این.

لمحه ای از خشممان نگذشته بود که مرید بدینسان به آن فزونی بخشید. نخستین بار عبا را در دست گرفته و با حرکتی هلکوپتری نام بر وی فرو آوردم، زان پس دو پای را سه و نیم متر بالا فرستادم و بر نواحی تحتانی وی نقش زدم که ای نابخرد! مگر ندانی که مرا قشر تحصیل کرده مملکت خوانند و این قشر دیگر چیزی در بر ندارد! مگر ندانی که نوشتن حال خواهد و مضاف از آن فاز! مگر تو را چگونه آموزش بدادم من؟!!! میمون!

دی مرید، گفتا به من لرزان         که چه نشسته ای بدین سان

جر بده     آن جهان     را           طنزی    خفن بر    افشان!

خلستان (حکایات پند آموز شیخ ِ شبستان)

Written by شبستان

اکتبر 18, 2007 at 12:00 ب.ظ

نمایی از دانشگاه پیام‌نور

with 16 comments

پیام نور

من از قسمت پایین وارد میشم!

Written by شبستان

اکتبر 17, 2007 at 12:41 ب.ظ

ارسال شده در فله! بدون دسته بندی

امکان دانلود یک فیلم در 2 ثانیه!

with 19 comments

(منبع: روزنامه خراسان 23/7/86) محققان کره شمالی برای نخستین بار در جهان یک سامانه بی سیم نسل چهارم ابداع کردند که با آن میتوان داده ها را با سرعت 3.6 گیگابایت در ثانیه مخابره کرد.

به گزارش ایرنا، محققان کره‌ای در اقدامی ابتکاری یک سامانه بیشیم را به گونه ای ارتقا دادند که یک فایل 4.7 گیگابایتی را در کمتر از 10.5 ثانیه مخابره میکند.

بهترین سامانه بیسیم قبلی با سرعتی برابر 100 مگابایت، در ثانیه یک فیلم را ظرف حدود یک دقیقه دانلود میکرد. سامانه بیسیم جدید می تواند این کار را در عرض 2 ثانیه انجام دهد.

 

پی نوشت: به گزارش خش(خاش)-خبر گذاری آزاد شبستان- مخابرات ایران ابراز امیدواری کرد که تا پایان برنامه بیست ساله، سرعت دانلود را به سرعتِ ثابت 2 کیلو بایت در ثانیه برسانیم. گفتی است که در حال حاضر به طور عادی سرعت دانلود در حدود 900 بایت در ثانیه میباشد. در ایران یک فایل 30 کیلو بایتی برای دانلود در حدود یک دقیقه زمان لازم دارد.

 

پی پی نوشت: به جای اینکه ایمیل بدین به یاهو که اسم ایران رو تو سایتش بزنه، نامه بفرستین به مخابرات که اول بتونیم سایت یاهو رو درست باز کنیم!

Written by شبستان

اکتبر 15, 2007 at 2:23 ب.ظ

تو همان الیاسی!

with 6 comments

هر چند گلی و همچون سنبلی——– صدایت هم عینهو سوت بلبلی
اما میترسم که بفهمم روزی ——— تو نیز همان الیاس اُسگلی!

پ.ن: قافیه چو تنگ آید، اینجانب به جفنگ آیم!

Written by شبستان

اکتبر 14, 2007 at 9:00 ب.ظ