شـــبـستـــان

وبگردی، ولگردی، شبگردی و انواع گردهای دیگر…

Archive for سپتامبر 2007

هدیه ویژه!

with 9 comments

از امروز در این وبلاگ، به مدت 3 روز، افطار، آش رشته، انواع کباب و غذاهای سنتی سرو میشود!

پ.ن: سیستم پذیرایی سلف سرویس میباشد، لطفا خودتون از رو میز بردارید.

Written by شبستان

سپتامبر 30, 2007 at 2:50 ب.ظ

ارسال شده در فله! بدون دسته بندی

اعصاب نیست

with 10 comments

به دلایل زیر فعالا از ارائه هر گونه متانت معذوریم:

1- دانشگاه روی هواست. انتخاب واحد کرده ایم ولی نمیدانیم کی کلاسها برگزار میشود! مدیر محترم دانشگاه اینقدر به تکنولوژی این دانشگاه فخر می ورزد که دانشگاه های دیگه رو سنتی اعلام میکنند و متد دانشگاه پیام نور رو جدیدترین میدونن!

2- روزه میگریم.

3- احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا پوز یک ملت را زد و برگشت. واقعا باید به این رئیس جمهور استثنایی افتخار کرد!! من تا حالا هیچ رئیس جمهوری رو ندیده بودم که این چنین ملت خودش رو خراب کنه!‌ اونم تو زمین مهمان!

4- همسر الهام: ”امام زمان احمدی نژاد را در نیویورک یاری داد.” به شدت احساس خود الاغ بینی بهم دست داده!

5- از دیکشنری معکوس هم که اینقدر حمایت شد که من ناخودآگاه پشت کامپیوتر بالانس زدم! از بس که متاثر شدم!! ولی عجب آدم های بی استعدادی هستید!

6- بفرما… این یارو هم رفته گفته دیکشنری معکوس ماله منه که هیچ، تازه گفته من سال 1911 همچین چیزی رو نوشتم! پدرسوخته مثله اینکه چاپم کرده! خوب شد این خانم  (تا دیروز فکر میکردم “این آقا” باشه ولی مثله اینکه “این خانومه”!) به ما گفت. (هرچند که نمیگفت هم باز هم کاری نمیکردیم)

7- این یارو هی میگه: راه گیر آوردی برو دیگه! بیا اینم نتیجه ش! حالا بزنم با همین چوب، دیفرانسیل و جلوبندیت رو به کلی دگرگون کنم! با [..]، نا[..]، بی[..] … .

car

Written by شبستان

سپتامبر 29, 2007 at 8:30 ق.ظ

ارسال شده در روزنوشت, عکس

پروژه دیکشنری معکوس

with 22 comments

مدتی بود که میخواستم یه همچین چیزی رو راه بندازم. حتی آماده هم نوشته بودمش ولی پستش نمیکردم. حالا که نوشتم!
پروژه دیکشنری معکوس” که کاملا از اسمش پیداست قراره یک دیکشنری باشه. اما تفاوتی که داره اینه که:

1- قرار نیست یک معنی مشابه اونی که تو هر دیکشنری و لغت نامه ای پیدا میشه توش بزاریم، ما قراره معانی واقعی هر کلمه رو بزاریم!! (برای اطلاعات بیشتر به خود دیکشنری مراجعه کنید)
2- شما هم باید در گسترش دیکشنری کمک کنید. یعنی کلمه ای رو انتخاب کنید و به سبک دیکشنری معکوس معنی کنید.
3- کلمه مورد نظرتون رو در هر جایی از قسمت نظرات وبلاگ میتونید بزارید. من ورشون میدارم و همراه با اسمتون در قسمت “پروژه دیکشنری معکوس” میزارم.
4- معنی باید کمی طنز هم باشه و در ضمن حقیقی باشه. (ما داستان نمیزاریم!)
5- بیشتر از یک خط نباشد.

امیدوارم از این صفحه حمایت کنین تا گسترش پیدا کنه.

Written by شبستان

سپتامبر 26, 2007 at 2:51 ب.ظ

ارسال شده در دیکشنری معکوس

با من دوست میشی؟!

with 52 comments

CatFreind

Written by شبستان

سپتامبر 25, 2007 at 7:34 ب.ظ

ارسال شده در عکس

اندر مزایای سربازی

with 14 comments

Sarbazi

روزگار غریبیست برادر. مدتها درس خواندیم در حدی که روزی سه بار فنتمان در میرفت. هفته ای دو بار هم برنامه غش و ضعف داشتیم. انگار در سهمیه بندیمان نوشته شده بود، اساسی!آخر هم این نتیجمان این شد.

گروهی ظاهرا بسیج شده بودند که به ما دلداری بدهند که سربازی هم جای خود را دارد، غم مخور!

{مامان} کی گفته سربازی بده.

{خاله} خاله جان، میری اونجا آدم میشی!

{من} مگه تا حالا از تیره ی گربه سانان بودم؟!!

{خاله} اِ… نه خاله جان، منظورم اینه که مرد میشی.

{من} ممنون… پس چطوره وایسم خونه شاید یکی بیاد خواستگاریم.

{خاله} لوس نشو!

{خواهر} خاله راست میگه. فردا میتونی گیلیمت رو خودت از آب بکشی.

{من} خوبه باز… فردا میریم قالی شویی باز میکنیم.

{مامان} پسر فلانی خانوم هم رفته بود سربازی. الان ببین زن گرفته دو تا بچه هم داره.

{خاله} پسر فلانی خانوم؟ همون که تو سربازی یه پاش شل شد؟

من در ذهنم: !!!

{مامان} ای بابا اصلا معلوم نمیشه که.

{به شما چه؟!} کجا معلوم نمیشه. بیچاره عین وزغ راه میره.

{من} برای چی اینطوری شده؟

{فضولی!} فلانی خانوم میگفت تو خرمشهر دوستش رفته رو مین یه ترکشم خورده به پای این.

من در درون: قولوپ! (صدای پایین دادن آب دهان)

{مگه خواهر و مادر نداری؟!!} آخی بیچاره دوستش. چیکارش کردن؟ خوب شد؟!

{ چی گفتی؟!!} خوب شد؟ اصلا نفهمید کی مرده! بیچاره مادرش. بعد یکسال یک پلاک تو پاکت فرستادن دم خونشون، گفتن پسرت شهید شد. آخه اونجا از این اتفاقات زیاد میافته.

ظاهر من: چشمانم با دو انگشت سبابه نگه داشته ام تا یک وقت تولوپی بیرون نپرد.

{بزنم …} خاک بر سرا! پسرای مردم رو میبرن بدبخت میکنن.

{با این…} برادر یکی از دوستای منم تو سربازی مشروب خور شده بود.

{عصا…} مشروب و اعتیاد که دیگه از اثرات طبیعیشه.

{اعضا و جوارحت را…} اکبر آقا هم میگفت پسر باجناقش تو سربازی داشته با تفنگش ور میرفته گوله خورده تو سر رفیقش، درجا مرده.

{درآورم!!} چکارش کردن؟!!

{بچه پر رو!} هیچی گفتن قتل غیر عمد بوده. فعلا با وصیغه آزاده.

{من} اون یکی پسره که تیر خورد چی شد!!

{یکدفعه دیگه…} مرد دیگه. میگن حتی مرده شور هم حاضر نشده بود غسلش بده. کلی پول بهش دادن تا بالاخره یکی راضی شده غسلش کنه؟!

{من} چرا؟!!

{اینطرفا بیای…} خوب تیر تو صورتش خورده بود دیگه! (ملتفت نشدین؟! یعنی اینکه نصف صورتش رو تو پادگان با خاک انداز ریخته بودن دور!)

من در ماورا: قلیژژژژ مافوزیت فیلیششششششششش (صدای به هم پیچیدن روده ها! اگه شک داری امتحان کن!)

{…کارت تمومه!!} اِ.. دایی از اینجور چیزا تعریف نکن.

{ها!} اون با تیر زده بود، به من چه!

.

.

.

البته این قصه درازایِ بلندی داره که در اینجا نمیگنجه! ولی تا این حد بدونین که من به دلیل سقوط از ارتفاع در بیمارستان میباشم.

من دانشگاه پیام نور قبول شدم! اصلا به ذهنتونم خطور نکنه که ممکنه از شر ما خلاص شوید… به همین خیال باش!

Written by شبستان

سپتامبر 23, 2007 at 11:34 ب.ظ

ارسال شده در داستان, طنز, من نوشته

سوتی میدهیم!

with 8 comments

دیشب کانال دو، این میز گرد خبر سراسری، رئیس سازمان آمار ایران رو آورده بودن. بحث سر پیشرفت ایران در لوله کشی گاز بود که در تصویر چیزی شبیه شکل زیر نمایش داده شده بود:

سال 75 80 درصد
سال 85 97/35 درصد

آقای رئیس هم در حال اعلام، عدد 97 ممیز 35 صدم رو اینگونه خواند: 97 و 35 درصد!

من چی بگم الان! این مطلب به کلی طنزه و احتیاجی به افزودنی ها و اسانس های مجاز و غیر مجاز هم ندارد. همینطوری بخندین!

Written by شبستان

سپتامبر 20, 2007 at 12:40 ب.ظ

ارسال شده در فله! بدون دسته بندی

اصلا به ما چه ربطی دارد!

with 21 comments

No

در هفته گذشته اتفاقی به شرح ذیل در نمایشگاه بین المللی مشهد افتاد:
یک مرد به همراه همسر محترمش در نمایشگاه مشغول طی الراه بودند که یکی از مامورین امر به معروف و نهی از منکر که گویا بسیار به کار خود نیز وارد بوده است دیالوگ مقابل را خطاب به همسر مرد ادا میکند:
- روسریت رو درست کن!
در همین هنگام، این دو تن خود را به کوچه علی چپ می زنند و کماکان به طی الراه خود ادامه میدهند. مامور مذکور که گویا اهتمام خاصی بر انجام فریضه دینی خود داشته، دوباره برای روشن شدن بیشتر مطلب دیالوگ زیر را اضافه میکند:
- زنیکه‌ی هر کاره! گفتم روسریت رو درست کن!
خانم محترم هم یک سیلی نصیب این فرد مومن میکند. فرد مومن هم که بر اساس دین و کتاب خدا و به تناسب ریشی که دارد، گویا اجازه‌ی هر نوع حرکتی را داشته است، لگدی نثار این کافر مطلق مینماید.
خانم محترم هم که پیوسته و به مدت 4 ماه ظاهرا حامله بوده است، دوچار خونریزی میشود و پس از انتقال به بیمارستان کودک خود را از دست میدهد.
همسر خانم محترم به دادگاه مراجعه و شکایت میکند. حکم دادگاه اینگونه صادر میگردد: خانم مقصر هستند و باید دیه سیلی خود را بپردازند.

حالا غرض از نوشتن این مطلب چه بود؟ هیچی! اصلا به ما چه ربطی دارد؟! به قول شاعر:

گویند که پدر تو بود فاضل         اصلا به تخم چپ و راست حافظ

خدایی به ما چه ربطی داشت؟! ما در اینجا عکسهای بامزه و مطالب خوشمزه از خود ساطع میکنیم و شما به اینجا میایید مطالب بامزه و عکسهای خوشمزه ما را نگاه میکنید، در نهایت نیشخندی میزنید و ممکن است در انتها هم چیزی از خودتون در نمایید تا اظهار نظری نیز کرده باشید.
مگر وظیفه ما بیش از این است؟! اصلا به ما چه ربطی دارد که در فلان جایک، مخ چند دختر را با آجر پاره به خاک مالیدند یا اینکه بدن چند پسر در بند 209 اوین زیر شکنجه ها سست شده است یا اصلا چرا کیان تاجبخش استخر ندارد؟
به قول آقای آمیر ما اصلا غلط میخوریم که غرضی داشته باشیم! شما نیز بعد از خواندن این مطلب شعر بالا را ده بار قرائت کنید، سپس منتظر پست بعدی بمانید. همین!

Written by شبستان

سپتامبر 19, 2007 at 10:48 ق.ظ

ارسال شده در اجتماعی, من نوشته

جمع آوری زنان خیابانی

with 7 comments

Zan

به گزارش خش (خاش) – خبر گزاری آزاد شبستان – سردار رادان در ادامه بحث خود مبنی بر جمع‌آوری خودرو های فرسوده در سایت farsoode.ir اظهار نمود که در ادامه این طرح، طرح دیگری به نام جمع آوری زنان خیابانی، در سایت al-ayozo-belah.ir اجرا خواهد شد.
در این طرح مردان، با در دست داشتن مدارک همسر خیابانی خود، به مراکز اینترنتی مراجعه و همسر خود را ثبت میکنند. پس از آن، به همراه همسر خود به مراکز زیربط مراجعه و یک همسر نو دریافت خواهند نمود.
وی اظهار امیدواری کرد که با توجه به جو نامساعد جامعه در سالهای اخیر، که به سبب ازدیاد اینگونه زنها در خیابان بوده است، از این طرح استقبال چشمگیری بشود.
وی در ادامه اضافه نمود: برای تشویق مردم به شرکت در این طرح، آقایان، احمدی نژاد، دکتر الهام، دکتر حداد عادل و ایضا خود من، از هم اکنون همسران خود را ثبت نموده ایم.

Written by شبستان

سپتامبر 18, 2007 at 11:31 ق.ظ

ارسال شده در خبر, خش (خاش)

یک سوال شرعی: آیا اینگونه نماز خواندن روزه را باطل میکند؟

with 20 comments

 

index
نظر شما چیه؟

Written by شبستان

سپتامبر 17, 2007 at 4:32 ب.ظ

ارسال شده در طنز, عکس

وقتی کلمات انسانها را میسازند

with 6 comments

Threat—Preatext
Face1

Tirany—Freedom
Face2

Peace—-War
Face3

Dead—Alive
Face4

شما چی؟ شما رو با چه کلماتی میشه ساخت؟

Written by شبستان

سپتامبر 16, 2007 at 12:46 ب.ظ

ارسال شده در طنز, عکس